نظر علي الطالقاني

351

كاشف الأسرار ( فارسى )

حلالها حساب و فى حرامها عقاب : 167 در حلال دنيا حساب است و در حرام دنيا عقاب است ، هيچ منافات با آنچه گفتيم ندارد . بيانش اين است كه ، به مقتضاى عقل و نقل و آيات و اخبار ، اهل قيامت سه فرقه‌اند : يكى معصومين ( ع ) كه صرف طاعتند و يكى كفار و مشركان و امثال ايشان كه صرف گناهند و يكى ذو جنبتين كه غالب خلقند . از براى اهل عصمت بالبديهه سؤالى و حسابى نيست مگر به جهت عظمت خدا و ظهور جلالت شأن ايشان ( ع ) و ظاهر شدن فرمانبرى و جانفشانى و خدمت ايشان ، و از براى اهل جهنم نيز سؤالى و حسابى نيست مگر محض عذاب ايشان كه خود سؤال و حساب عذابى است ، و اصل بناى محاسبه در عرف و لغت از براى آنجا است كه خلط و مزج و نيك و بد در ميان باشد كه تعلّق به فرقهء سوّم دارد ، پس نامه و دفتر و ديوان ايشان را چون پهن نمايند بالبديهه بايد هر يك به نظر در آيد و سؤال شود از اخذ و صرف آن و ايشان گويند اين به حلال اخذ شد و در مباح صرف شد پس بگذرند و بر حرام‌هاى آن عقاب نمايند اگر خدا نبخشد . اين است معنى ( فى حلالها حساب ) نه آنكه محاسبه كنند كه چرا به حلالى آب سرد و غذاى خوب خوردى يا لباس خوب پوشيدى و هكذا ، تا در جواب بگويد خدايا تو خود اذن دادى و حلال و مباح نمودى پس خدا و ملائكه و انبياء و ائمه ( ع ) همه از جواب او عاجز آيند و سر خجالت به زير افكنند ، و يا به او منت گذارند كه به تو چشم دادم گوش دادم و خانه و مال دادم ، يا چرا در حلال صرف كردى و چشم خود را مثلا نپوشيدى ، تعالى اللّه علوّا كبيرا . و از اين بفهم معنى حديث گذشته را كه از براى اهل شرك نشر دواوين و نامه و دفتر نمىكنند و بىحساب به جهنم مىبرند ، زيرا كه نامهء او تمام مردود است و نيك و بد ندارند تا ملاحظه و حساب شود ، و ديوان علّيّين اهل عصمت نيز البته گشوده نمىشود . و عجب از مجلسى ( قدس سره ) كه در اين مقام تأملى نموده و بعضى توجيهات به جهت سؤال كردن و نكردن از نعمت‌ها فرموده . 168 و ايضا بسيار ديده‌اى كه در ثواب اعمال بسيار اهل عصمت فرموده‌اند كه عامل آن بىحساب داخل بهشت مىشود . همانا مراد آن است كه با وجود آنكه در دفتر و نامهء عمل او گناه نيز هست او را نبوده گيرند و دفتر او را مثل دفتر معصوم ( ع ) باز نكنند و در معرض حساب در نياورند . خلاصه پس ظاهر شد كه سؤال عام است و احدى از او فارغ نيست چنانچه ان شاء اللّه بيايد و لكن حساب چنين نيست . پس هر كه دفتر او صرف گناه و صاحب او مخلّد در عذاب است او را حسابى نيست ، چنانچه اهل عصمت را نيز حساب دفترى معقول